ازخوانندگی تا دانندگی...

 

اگر در زندگي به ناگاه يکي از سيم هاي سازت،

پاره شد ،آهنگ زندگي را ...


آنچنان ادامه بده که هيچ کس نداند بر تو چه گذشت...

 


مقدمه...

( بی شک شناخت تئوری موسیقی ، کمک بزرگیست به موفقیت در تمام فعالیتهای

موسیقیایی. از آواز خوانی گرفته تا نواختن با ابزار آلات موسیقی. )

ما هر چقدر هم که نوازنده یا آهنگساز خوبی باشیم ،بدون دانستن اصول و مبانی موسیقی

نمی توانیم آنطور که باید وشاید کار خود را اجرا کنیم.حالا چه برسد به اینکه کارمون نامبر وان

هم اجرا بشه...در اصل تئوری موسیقی یا همون سلفژ به ما یاد میده که چگونه به زبان

موسیقی صحبت کنیم. من در اینجا یه بخش از خودم اختراع کردم یعنی در واقع هر

چی بلدبودم و نبودم رو نوشتم توی این پست... حالا فرض میگیریم یه جورایی من شاگرد هستم

که دارم تست میدم ، و شما دوستای گُلم هم استاد هستین. پس لطفا هر ایرادی هست

بگین... خوشحال میشم...

نایت اسکین

همه چیز ، از همه جا...

موسیقی مشتق از کلمه ی یونانی ( نام یکی از ۹ تن الهه که طبق عقاید یونانیان

قدیم حافظ شعر و هنرهای زیبا بوده اند ، و همچنین به معنی قدرت یا فن هنری آنان )


است...

نت ها...

در موسیقی فقط هفت نت وجود دارد و تمام آهنگ هایی كه می شنوید چه بم باشند چه زیر همه از

همین هفت نت ساخته شده اند...

این هفت نت به دو شكل نوشته میشوند : هجایی و الفبایی..


Do      Re       Me      Fa        Sol     La    Si 

  

              سی     لا     سل      فا      می      ر      دو

نایت اسکیننایت اسکیننایت اسکین
خطوط حامل...
 

برای نمایش نت های موسیقی در دوره های پی در پی از خطوطی استفاده می شود كه به آن

خطوط حامل می گویند. این خطوط شامل 5 خط موازی با فاصله های موازی می باشد.

این حامل 5 خطی دارای 11 محل برای قرار گرفتن نت های موسیقی می باشد یعنی 5 محل روی خط ,

4 محل بین خطوط و دو محل در بالا و پایین حامل.

اُکتاو..

به فاصله دو نت همنام تكرار شونده اكتاو می گویند.

نایت اسکیننایت اسکیننایت اسکین

آكورد : از نواختن چند نت به صورت همزمان یك آكورد تشكیل میشود .

 

دانگ...

در اصطلاح موسیقی ، دانگ به معنای یک قسمت از شش قسمت صوت و آواز است ،

از جهت ارتفاع یا ملایمت آن . و از این روی آواز دو دانگ و چهار دانگ و شش دانگ به

ترتیب مدارج آواز است.

ژوست و فالش بودن صداها...

ژوست به معنای صحیح ، مناسب از لحاظ کوک وزمان ، است. فالش به معنای کوک ناموزون

و غلط اجرا کردن است.. خطای فالش خوانی برای همه کس قابل درک و تفهیم نیست.

مگر موسیقیدان های کارکشته و خبره ای که سالها گوششان به شنیدن صداهای مطبوع و ژوست

عادت کرده است. زمانی که صدایی کاملا منطبق با نت مربوطه نباشد، و ارتعاشات ایجاد شده

حدود و نزدیک بر انطباق آن نت باشد، چه پایین تر و چه بالا تر میگوییم آن صدا فالش است.

( فالش خواندن مربوط به ضعف گوش نوازنده یا خواننده میباشد)


اصطلاح خارج خواندن خواننده...
نایت اسکین


وقتی نوازنده یا خواننده در هنگام اجرای آواز ویا گام دستگاه، از یکی از نت های

مرسوم و معمول و ثبت شده در گام آن دستگاه به هر دلیل ، منحرف شود ،و نتی

غیر از نت گام مورد نظر، در روند کار خواننده یا نوازنده دخالت و خودنمایی

کند ، اصطلاحا میگویند خواننده خارج خواند ، یا نوازنده خارج زد.

( مسئله خارج شدن و انحراف از گام مورد نظر، بیشتر در مقاطعی برای خواننده

پیش میاد که خواننده بدون در نظر گرفتن وسعت صدایش، مایه های اوج و بالا را

اتخاذ میکند.و طبیعیست که چون صدا توانایی اجرای نتها را در آن حد ندارد،

از حالت اصلی خارج و منحرف میشود.)

مقام...


وا‌ژه ی مقام گاهی به معنای موضع و محل قرار گرفتن انگشتان نوازنده روی ساز

بکار رفته است، چون هر یک از پرده های بسته شده روی ساز ،نشانگر لحنی یا

آواز و شعبه ای است.در کل فواصل گامی را که تغییر دهیم،بدون اینکه اسم

درجات و نت های آن گام عوض شود،گام نیز عوض میشود.و بدین ترتیب

اصطللاحا میگوییم مقام آن تغییر پیدا کرد .


نایت اسکین

صوت تنور ( صدای زیر مردانه )


زیرترین نوع صدای مردان ، تنور است.در آوازهای جمعی ،تنور مهمترین نوع صدا محسوب

میشود.صدای تنور در روی یازده خط حامل ،تقریبا قسمت وسط خطوط را اشغال میکند.


باریتون...

نایت اسکین

باریتون یا در اصطلاح فرانسوی ( باس تای ) حد فاصل میان صدای تنور وصدای بم است.

یعنی اگر صدایی از لحاظ جنس و گستره به حدود تنور نرسد ،ولی در همان حدود ونزدیک

به آن باشد ، آن صدا در محدوده ی باریتون است.


صدای انسان ...

نایت اسکیننایت اسکیننایت اسکین

تقسیمات صدای انسان به این شکله :


سوپرانو : صدای زیر زنانه

متسو سوپرانو :صدای متوسط زنانه

کنتر آلتو : صدای بم زنانه

تنور : صدای زیر مردانه

باریتون : صدای بم یا صدای متوسط مردانه

باس : صدای بم مردانه و بهترین و با کیفیت ترین صدای مردانه


دستگاه آوازی...

نایت اسکین

موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی

عبارت‌اند از:



آواز‌های متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:


نایت اسکین

( فعلا اینو بخونین تا بعد بقیه ی مطلب عرض بنمایم خدمتتون...)

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شدو برمی گشت !

پرسیدند :چه می کنی ؟
پاسخ داد :

در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش
می ریزم ...

 گفتند :

 


حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
 
 
 
و این آب فایده ای ندارد ، گفت :
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :

زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟

 

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد !!

 

(می بینین تو رو خدا... حتی مورچه ها هم دارن به ما درس

اخلاق و جوون مردی میدن... به هر حال مورچه جون خیلی

مخلصیم..سعی میکنیم از نصیحتت عبرت بگیریم... )

فرق دستگاه و آواز چیست؟

برای بسیاری از هنرآموزان در ابتدای کار این سوال مطرح میشود که مثلا چرا شور و ماهور و ..." دستگاه" و

بیات اصفهان و دشتی و ... "آواز" نامیده میشوند .

برای توضیح این مسئله نخست باید بفهیم که اصولا دستگاهها چگونه از هم شناخته می شوند و چه فرقی با هم دارند .

برای آغاز دستگاه ماهور را در نظر بگیرید ، همانطور که برای نوازندگان تار و سه تار مرسوم است و می دانند

پرده های ماهور در گام دو همگی بکار هستند ( یعنی ربع پرده و نیم پرده نیستند یا به عبارت دیگر سری و کرن و

بمل و دیز نیستند ) ( البته نوازندگان ویلن و کمانچه معمولا ماهور ر یا سل می نوازند که به ترتیب دو دیز و فا دیز

می شوند ) حال مهمترین مسئله ای که مایه تفاوت دستگاهی از دیگری می شود خارج شدن پرده ها از حالت بکار

می باشد مثلا اگر در دستگاه " ماهور دو" یا به عبارت بهتر " گام دو" نت می کرن شود حالت ایجاد شده را آواز

افشاری می نامند ولی اگر نت لا کرن و سی بمل شود حالت جدید را دستگاه شور می نامند یا اگر لا کرن و

می بمل شود این حالت را آواز بیات اصفهان می نامند و ... .


توجه داشته باشید که این تغییر پرده ها فقط جنبه نظری ندارد و هنگام شنیدن حتی برای کسانی که آشنا به دستگاهها

نیستند ، اینکه حداقل تغییری ایجاد شده واضح است به این صورت که مثلا هنگام شنیدن ماهور احساس شادی

بیشتری نسبت به شور در انسان ایجاد می شود یا دستگاه چهارگاه احساس شکوه و عظمت بیشتری نسبت به مثلا

دشتی که سوزناک تر است دارد . البته این قواعد هرگز کلی نیست و اصولا موسیقی چیزی نیست که استثنا نداشته

باشد . مثلا آهنگ معروف " ای ایران " در دستگاه دشتی که عموما غم انگیز است توسط استاد روح الله خالقی

تصنیف شده است که کاملا حماسی است و این مسئله به توانایی و ذوق و استعداد آهنگسازان دارد که بتوانند چنین

هنر نمایی ها را انجام دهند والا میتوان گفت که 90% تصنیف های دشتی سوزناک هستند مثلا آهنگهای عارف

قزوینی مانند " گریه کن " و " گریه را به مستی بهانه کردم " و آهنگهای مرتضی محجوبی مانند " کاروان " و "

نوای نی " و آهنگ " آه سحر" از روح الله خالقی .


حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :


اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که نواخته می شوند مانند آن دستگاهی

هستند که جزو آن هستند یعنی مثلا ابوعطا در پرده های شور نواخته می شود فقط با این تفاوت که نت شاهد تغییر

کرده است ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت مگر در مرکب نوازی که یک گوشه دلکش

ماهور منطبق برگوشه شهناز شور می شود .


تقسیم بندی بدین صورت است :


1- دستگاه ماهور شامل آواز راست پنجگاه می باشد .

2- دستگاه شور شامل آوازهای دشتی – ابوعطا – افشاری – بیات ترک و نوا است .

3- دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان است .

4- دستگاه چهارگاه

5- دستگاه سه گاه

دسته بندی فوق را استاد علی نقی وزیری بنا نموده اند ولی قدما بر هفت دستگاه و پنج آواز معتقدند بدین صورت که

راست پنجگاه و نوا را نیز دستگاه جداگانه به شمار می آورند ولی نوا نیز دقیقا در پرده های شور و راست پنجگاه

نیز در پرده های ماهور نواخته می شود که به این علت تقسیم بندی وزیری علمی تر به نظر می رسد .

البته عده ای نیز بر نظریه دوازده دستگاه معتقند چون واقعا اگر جنبه نظری را کنار بگذاریم دستگاه ها هنگام

شنیدن کاملا تفاوت می کنند و دیگر اینکه برخلاف این تقسیم بندی ها بویژه در مورد دستگاه شور آوازهای آن

کاملا متفاوت و گاهی شبیه دیگر دستگاه ها هستند مثلا بیات ترک بیشتر از اینکه شبیه شور باشد مانند ماهور

است و افشاری شبیه نوا و تا حدی سه گاه می باشد .

نکته دیگر اینکه اصول مرکب نوازی دقیقا مبتنی بر آگاهی از همین مطالب دارد و کسانی که بر این موارد تسلط

داشته باشند براحتی می توانند از هر دستگاهی به دستگاه دیگر تغییر مقام بدهند و از نظر علمی هیچ محدودیتی

برای مرکب نوازی وجود ندارد هر چند که تا کنون این کار برای همه دستگاهها مرسوم ( یا به عبارت بهتر اختراع

نشده است ) نشده است


آواز دشتی از مشتقات دستگاه شور می باشد و شامل گوشه های درآمد، حاجیانی، کرد بیات، قرچه، کوهستانی

، چوپانی، مرادخانی، دیلمان، عشاق، غم انگیز و ... می باشد.


در موسیقی فولکریک (محلی) ایرانی که سرشاخه اصلی آن نشأت گرفته از احساس، محیط، نحوه زندگی و

فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی است و با توجه به سختیها و مشقات فراوانی که اقوام مختلف ایرانی در دوران

متفاوت طی کرده اند. و با تناسبی که در آواز دشتی از لحاظ بیان سوز و ارایه زیبای این مشقّات و دردهای

اجتماعی وجود دارد، آواز دشتی از محبوبیت خاصی در این نوع موسیقی برخوردار است. موسیقی بختیاری،

خراسانی، گیلکی، مازندرانی، بلوچ و ... همگی دارای الحان متفاوت و زیبا در آواز دشتی می باشند.


استفاده نادرست از صدا

اولين قدم در جهت تكنيك صحيح ، حفظ و نگهداري صداست. مراقبت و نگهداري نادرست از صدا ، صدمات

جبران ناپذيري در پي خواهد داشت . به هر حال ، برخلاف يك ماشين كه اجزاي آن قابل تعويض اند، انسان

فقط يك جفت چين صوتي دارد ، بنابراين به شيوه ي نادرست آنها را به كار نگيريد وياد بگيريد چگونه از آنها

استفاده كنيد .

بايد به اندازه ي كافي در مورد خطر زياد آواز خواندن در هواي سرد شبانه يا فرياد كشيدن از سر شوق و جيغ

كشيدن تاكيد كنم. هرگز جيغ نكشيد .

{ چگونه مي توان در يك نقش اپرايي جيغ كشيد بدون اينكه تارهاي صوتي صدمه ببينند؟ } با نفس گيري و

hook و با هدايت كردن جيغ به محلي كه هنگام ادا كردن ning به صدا در مي آيد ، مي توان جيغ كشيد بدون

اينكه به تارهاي صوتي صدمه اي وارد شود. نفس گيري و hook در نگهداري صدا بسيار مهم است و از

صدمه زدن به تارهاي صوتي جلوگيري مي كند.


هنگامي كه قميش يك كلارينت فرسوده يا خراب مي شود ، مي توانيم آن را دور بيندازيم و يك قميش نو بخريم .

اما در مورد تارهاي صوتي چنين نيست! اگر يك نوازنده ي ساز بادي كه ملزم به استفاده از لبهايش براي مدت

زماني بسيار طولاني است دست از نواختن بكشد، قابل قبول است زيرا نمي توان بدون محدوديت از عضلات

استفاده كرد . همچنين اگر نوازنده اي به علت خستگي زبان و لبهايش از نواختن خودداري مي كند قابل قبول

است ، بايد به خواننده اجازه داد كه موسيقي رادر تمرين ( علامت بگذارد ) يعني يك نت زير را با نيروي

بيشتري بخواند يا به نرمي يك اكتاو بم تر از نت واقع در پارتيتور بخواند.

هرگز نبايد براي ادامه ي خواندن ، جهت تسكين يك صداي آسيب ديده از هيچ قرص مكيدني يا اسپري اي كه

داراي خواص تسكين دهندگي است ، استفاده كرد. با استفاده از اين روش هاي مصنوعي ، شما فقط درد را

تسكين مي دهيد. هنگام درد بدن شما سعي دارد چيزي به شما بگويد : { بگذار صدايت استراحت كند } . با ادامه

دادن به آواز ، شما آسيب جبران ناپذيري به تارهاي صوتي خود وارد مي كنيد. متخصصان حنجره مي گويند كه

دود سيگار تارهاي صوتي را بسيار تحريك مي كند و باعث ايجاد تاولهاي كوچك مي شود . كسي كه به طور

جدي كار آواز انجام مي دهد ، نبايد سيگار بكشد . سيگار نه تنها تارهاي صوتي را تحريك مي كند، بلكه تمامي

بافت ششها ، گلو و حفره هاي بيني را تحريك مي كند، گنجايش تنفسي را كاهش مي دهد و محدوده هاي زير

صدا را خراب مي كند.

متخصصان حنجره معتقدند كه تاثير الكل روي تارهاي صوتي مانند تاثير آن بر يك فرد الكلي است كه در اثر

الكل مويرگهايش خونريزي كرده و بدين سبب پوستي سرخ رنگ دارد . از آنجايي كه الكل حالت سست كننده

دارد زماني كه تارهاي صوتي بايد به عملكرد خود براي صحبت يا آواز ادامه دهند، اگر از نوشابه هاي الكلي

استفاده شود صدمات وارده افزايش مي يابد .

نوشيدني هاي خنك نيز ، زيان بارند. حتي اگر مايع به روي تارهاي صوتي نرود ، باعث سفت شدن نرم كام و

قسمتهاي گلويي مي شود ، كه هر دو بسيار مهم هستند.


بسياري از تكنيكهايي كه معلمان استفاده مي كنند نادرست است و آنها بيهوده سعي در ساختن خط آوازي دارند .

همه ي تعليمات خوب داراي اهداف مشابهي اند ، اما شيوه هاي كسب آنها بسيار متفاوت است . تركيب شيوه

هاي مختلف ، مثل اين است كه دو معمار با سبك مختلف طراحي و مهندسي ، بر روي يك ساختمان كار كنند .

همان طور كه بايد تنها يك معمار داشته باشيم ، بايد با يك معلم آواز كه تنها از يك تكنيك استفاده مي كند ، كار

كنيم .





خوانندگی یا آوازخوانی یا آوازه‌خوانی عمل تولید اصوات موسیقایی با استفاده از صدای انسان است. تفاوت آن

با سخن گفتن معمولی در ریتم و تونالیته آن است. کسی که آواز می‌خواند را آوازه‌خوان، خواننده یا وُکالیست

می‌نامند. آوازه‌خوانان گونه‌ای از موسیقی را اجرا می‌کنند که آواز نامیده می‌شود و ممکن است با همراهی یا

بدون همراهی ساز باشد. عمل آوازه‌خوانی معمولاً توسط گروهی از موسیقی‌دانان مانند گروه کری با صداهایی

در محدوده‌های متفاوت، و یا در کنار مجموعه‌ای از نوازندگان نظیر یک گروه راک یا گروه باروک انجام

می‌شود. از بسیاری جهات آواز انسانی را می‌توان شکلی از سخن‌گفتن دانست. تقریباً هر کس که حرف می‌زند

آواز هم می‌تواند بخواند. آواز‌ه‌خوانی ممکن است رسمی یا غیر رسمی باشد، از پیش معلوم باشد یا بداهه‌پردازی

شود. آواز خواندن ممکن است برای لذت، آسایش، آیین، آموزش و یا برای منافع مادی انجام شود. مهارت در

آواز خواندن تنها با صرف زمان، آموزش، کار و تمرین منظم ممکن می‌شود. آوازه‌خوانان حرفه‌ای اغلب در

یک ژانر موسیقایی به خصوص فعالیت می‌کنند، مثلاً موسیقی کلاسیک یا راک و زیر نظر معلمان و مربیانِ

آواز آموزش می‌بینند.

مواظبت و درمان تارهای صوتی...

قرص گیاهی هست که ضد التهاب مخاط دهان و گلو می باشد . همچنین در مواقع گلو درد و

گرفتگی صدا نیز بسیار مؤثر است .

اما در مصرف آن دقت نمایید زیرا استفاده بیش از حد آن آثار مخرب به همراه دارد . در مواقع

بیماری و آسیب روزی 4 عدد و در شرایط عادی ، روزی 2 عدد مصرف شود.

پس از مصرف این قرص آب ولرم را فراموش نکنید.

کسانی که دارای صدای بم هستند طول تارهای صوتی انها بیشتر از افرادی است که دارای صدای نازک می باشند.

بنا بر این طول تارهای صوتی مردان بیش از زنان می باشد، به همین خاطر مردان از صدای

پرتری برخوردار هستند.

افرادی که به آواز خوانی با صدای بلند می پردازند، بلافاصله بعد از تمام شدن تمرین ، در حرف

زدن عادی آنها هم می توان تغییر را دریافت کرد علت این است که وقتی فرد با صدای بلند شروع

به خواندن می کند تارهای صوتی او که در دو طرف حنجره و بصورت دولایه مقابل هم قرار دارند

کشیده شده و طولشان زیاد می شود و تا قبل از اینکه به حالت عادی خود برگردد، صدای فرد پرتر می شود.

کسانی هم که با صدای بلند نمی خوانند ولی با صدایی در ارتفاع پایین شروع به "بم خوانی" می

کنند، اینها هم در واقع با فشار به دیواره حنجره باعث افزایش طول تارهای صوتی شده اند و لذا

صدای انها پرحجم و قوی می شود.

پس نکته کلیدی در تغییر صوت طول تارهای صوتی است.



کسانی که دارای صدای بم هستند طول تارهای صوتی انها بیشتر از افرادی است که دارای صدای

نازک می باشند.

بنا بر این طول تارهای صوتی مردان بیش از زنان می باشد، به همین خاطر مردان از صدای پرتری

برخوردار هستند.

افرادی که به آواز خوانی با صدای بلند می پردازند، بلافاصله بعد از تمام شدن تمرین ، در حرف زدن

عادی آنها هم می توان تغییر را دریافت کرد علت این است که وقتی فرد با صدای بلند شروع به خواندن

می کند تارهای صوتی او که در دو طرف حنجره و بصورت دولایه مقابل هم قرار دارند کشیده شده و

طولشان زیاد می شود و تا قبل از اینکه به حالت عادی خود برگردد، صدای فرد پرتر می شود.

کسانی هم که با صدای بلند نمی خوانند ولی با صدایی در ارتفاع پایین شروع به "بم خوانی" می کنند،

اینها هم در واقع با فشار به دیواره حنجره باعث افزایش طول تارهای صوتی شده اند و لذا صدای انها

پرحجم و قوی می شود.

پس نکته کلیدی در تغییر صوت طول تارهای صوتی است...

یک روش بسیار سریع :

روشی وجود دارد که بدون تمرینات طولانی برای افزایش طول تارهای صوتی برای تقویت صدا نیز

میتوان انجام داد و به این مهم دست یافت . اما این روش از حساسیت بالایی برخوردار است و نادرست

عمل کردن به آن گاهی باعث خراب شدن مقطعی صدا نیز می شود . پس به دقت به آموزش توجه

نمایید.

هنگامی که انسان آب دهان خود را قورت می دهد، برآمدگی جلوی گلو یعنی غضروف تیروئید گلو (

سیبک گلو ) به طرف بالا حرکت می کند.

(برای یافتن این مسئله انگشت خود را روی برجستگی جلو گلو قرار دهید و سپس اب دهان خود را

قورت دهید)

در این حالت در یک لحظه تارهای صوتی کشیده می شوند و نیز دیواره گلو به هم می چسبد و سپس

فورا رها می شود.

اگر این حالت را بمدت 20الی30ثانیه نگه داریم ، بطوری که سیبک گلو در این مدت پایین نیاید و گلو

نیز به هم چسبیده باشد، اگر بعد از انجام این عمل 30 ثانیه ای، شروع به خواندن کنیم با صدایی پرحجم

مواجه خواهیم بود.

(اگر می خواهید با مشکل کمبود نفس مواجه نشوید، ابتدا کمی نفس بگیرید)

البته تاثیر گذاری این عمل ممکن است برای افراد مختلف متفاوت باشد و برای برخی افراد نیاز باشد

که چندین مرتبه این عمل را انجام دهند تا شاهد پر شدن صدای خود باشند.

که برای این منظور (انجام بیش از یک مرتبه) لازم است بین هر بار نگه داشتن گلو به حالت مذکور،

حداقل به مدت 20 ثانیه صبر کنند و دوباره انجام دهند.

می بایست این کار را تا مدتها تکرار نمایید و در طول تمرین سعی شود که حالت پری صدا حفظ شود.

که قطعا پس از مدتی تمرین این حالت در حنجره ماندگار خواهد شد.

در صورتی که احساس کردید این عمل با حنجره شما سازگار نیست ، این عمل را دیگر انجام ندهید

 

فرمایشات استادشجریان...


استاد شجریان معتقد است که هیچ کدام از معلمان آواز در ایران ، معلم تربیت صدا نبوده اند و

آنها تنها ردیف و شیوه را آموزش می دادند .

اینکه هنرجوی آواز صدا را چگونه بسازد و عیب صدای خواننده چگونه باید رفع شود تا بحال

 در موسیقی سنتی ایران سابقه نداشته است .(استاد ضمن ادای احترام به همه اساتید موسیقی

پیش از خودشان همیشه از نورعلی خان برومند از معلمی استثنایی و ممتاز یاد می کنند ).

درآواز ایرانی تکنیک ارائه صدا به این صورت است که صدا در مسیر خودش از انتهای نای

شروع می شود و به سینه می رسد و گلو را پر می کند .سپس از دو لب بیرون می آید .در این

 مسیر روی صدا می توان خیلی کار کرد ...

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست
از محل برخاستن صدا تا قبل از زبان کوچک ، مخصوصاً در حلق هیچ کاری نباید با صدا

کرد .زیرا خواندن از ته حلق بسیار صدا را بد می کند .

گلو باید کاملاً باز باشد.صدایی که ازسینه بیرون می آید وسعت خوبی دارد اما کیفیت ندارد .

صدای خوب که از حنجره بر می آید باید به سقف دهان بخورد .در سقف دهان ، به صدا شدت

خاصی داده می شود که این بهترین نوع صدا در موسیقی آوازی ماست .هیچ وقت نباید به فک فشار آورد .لب پایینی باید حالت طبیعی خود را حفظ کند .

صدا باید کاملا به صورت مخروطی از دهان بیرون بیاید .البته این در مقایسه با موسیقی

آوازی سایر ملل کاملا بر عکس است .زیرا آنها از فضای جلوی دهان بسیار استفاده می

کنند.اما در موسیقی ایرانی بیشتر کار روی صدا در فضای قبل از دهان استفاده می شود.

مثلا درکار پاواروتی برای ادای حرف آ به اندازه شش سانت دهانش باز می شود اما در

موسیقی آوازی ما نباید بیشتر از ضخامت انگشت سبابه دهان را باز کرد و به این صورت ما آ

 را تقریبا نزدیک به اُ تلفظ می کنیم و لبها زیاد از هم باز نمی شود

- درحالی که رو به دیوار ایستاده اید به آرامی و به صورت عمیق به اندازه عدد 1 تا 3 به

داخل نفس بکشید.بعد بازدم را به آرامی انجام دهید. باید صدای هیس ایجاد شود.

درهنگام این تمرین موارد زیر را مد نظر قرار دهید.

- یادتان باشد که گلو و حنجره باید کاملاً راحت و آزاد باشد.

- خروج هوا به صورت کنترل شده باشد.

- تا جایی که می توانید خروج هوا با زمان طولانی تری انجام شود تا ماهیچه های قدرت و

انعطاف بیشتری پیدا کنند.
2- هوا را با شدت به طوری که صدای هوف بدهد از بینی خارج کنید.

30 بار این عمل را در هر بار تمرین تکرار کنید.اگر خواستید این تمرین را ادامه دهید سعی

کنید که حتما استحراتی به خود بدهید.( بعد از 30 بار)

با این تمرین عملکرد دیافراگم برای شما مشخص می شود.

3- پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید.از ناحیه ستون فقرات کمی به جلو خم شوید.با دست

 راست از سمت چپ و پایین به بالای سر و سمت راست در هوا یک دایره بزنید.وقتی دست از پایین به بالا می رود عمل دم و زمانی که از بالا به راست و پایین می آید عمل

باز دم را از بینی انجام دهید.

4- زانوها را خم کرده و انتهای ستون فقرات را به داخل و سپس قفسه سینه را به جلو و بالا ببرید.
با دست راست از قسمت بازو و زیر بغل که به طرف جلوی بدن می آید حرکت دایره ای انجام

 دهید ، وقتی از پایین به بالا و راست می رود عمل دم و هنگام بالا آمدن از بالا به پایین و

چپ عمل بازدم انجام شود.این عمل را برای چپ ( برعکس فوق ) هم انجام دهیدتصاویر زیباسازی - جدا کننده پست



از نظر احساس مي توان گفت که آواز دشتي حزن انگيز ترين آواز ايراني مي باشد. البته نوع حزني که در اين

آواز وجود دارد نيز جاي بحث دارد، اين حزن توأم با سادگي و لطافت قومهاي مختلف ايراني مي باشد. در واقع

نام خود اين آواز در فرهنگ ما بيان کننده بسياري از ويژگيهاي اين آواز مي باشد.

در خواندن آواز دشتي مهمترين چيز احساس است و اينکه خواننده اين احساس توأم با سادگي را خود دريافته و

بتواند به شنونده منتقل کند. در دستگاهي مثل چهارگاه تکنيک خواندن و نحوه اداي تحريرها در کنار احساس

حائز اهميت است، ولي در آواز دشتي تا احساس وجود نداشته باشد نمي تواند بيان کننده حالت واقعي اين آواز

باشد. مانند خيلي از آوازهايي که امروزه مي خوانند و فقط اسمش و گامش دشتي مي باشد و هيچ احساسي

ندارد.

شما قوم عشاير را که در دشتها زندگي مي کنند را در نظر بگيريد كه صفت سادگي در ميان آنها جلوه گر است،

حال چوپاني را در نظر بگيريد که زير سايه درختي مشغول ني زدن و آواز خواندن است، احساس دلنشيني که

به شما دست مي دهد در واقع بيان گر حس و حالي از آوار دشتي مي باشد، که اوج سادگي و حزن و گله از

جور زمانه مي باشد.

اين آواز زمان مشخصي براي خواندن يا شنيدن ندارد و در واقع محيط و جو حاکم بر آن است که در زمان

خاصي اين آواز را طلب مي کند که مي تواند در هر ساعتي از شبانه روز باشد. البته در پايان يادآور مي شوم

که احساس نسبي است و براي توصيف آن ميزاني وجود ندارد و اين احساس بر اساس شرايط و محيط متغيّر است.

نکته اي كه در پايان مي توان اشاره کرد اين است که تناسب شعر براي آواز دشتي بسيار حائز اهميت مي

باشد. زيرا با توجه به حال و هواي حزن انگيز اين آواز بايد اشعاري نيز که براي خواندن در اين آواز انتخاب

مي شوند داري چنين فضايي باشند. به طور مثال هرگز نمي توان اين غزل حافظ "گل در بر و مي در کف و

معشوق به کام است...سلطان جهانم به چنين روز غلام است" را در به صورت آواز دشتي خواند و در عوض

غزل ديگري از حافظ مانند:

ديدي اي دل، که غم عشق دگر باره چه کرد؟

چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد؟

آه از آن نرگس جادو، که چه بازي انگيخت!


واي از آن مست، که با مردم هشيار چه کرد!

اشک من رنگ شفق يافت ز بي مهري يار،


طالع بي شفقت بين که در اين کار چه کرد!
* * *

آن که پُر نقش زد اين داير? مينائي

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد.

ساقيا جام مِيَم ده، که نگارند? غيب

نيست معلوم که در پرده اسرار چه کرد.
* * *
برقي از منزل ليلي برخشيد سَحَر،

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد!

فکر عشق، آتش غم در دل حافظ زد و سوخت-

                           يار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد،


فضاي اين غزل بگونه اي است که انگار فقط براي خواندن در آواز دشتي سروده شده است. همانگونه که استاد

شجريان نيز آن را به زيبايي در کاست گنبد مينا اجرا کرده اند."انگار که حافظ هنگام سرودن اين شعر در

مجلسي حضور داشته که در آن ساز يا آواز دشتي اجرا مي شده و چه بسا که حافظ اولين بار اين غزل را در

مجلسي به صورت دشتي خوانده باشد."

واژهٔ موسیقی

موسیقی یا خُنیا یک
هنر است که رسانهٔ آن صدا و سکوت است. عناصر معمول موسیقی ارتفاع (که لحن و هارمونی
را در بر دارد)، ریتم (و مفاهیم مربوط به آن، شامل ضرب (موسیقی)، متر، و مفصل‌بندی
(articulation))، فورته، و ویژگی‌های
صوتی رنگ صدا (timbre)
و بافت است.

واژهٔ موسیقی از
واژه‌ای یونانی و گرفته شده از کلمهٔ
Mousika
و مشتق از کلمهٔ

Muse
می‌باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان
است. معادل موسیقی در فارسی خُنیا است و به معنی نوای خوش است.


 

موسیقی را هنر بیان
احساسات به وسیلهٔ آواها گفته‌اند که مهم‌ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین
دانش ترکیب صداها به گونه‌ای که خوش‌آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز
نامیده می‌شود.

در میان فقهای اسلام
کسانی مانند شهاب‌الدین الهیثمی و ابن ابی‌الدنیا بوده‌اند که موسیقی را یکسره لهو
و لعب می‌دانستند و آن را مکروه یا حرام تلقی می‌نمودند. فارابی معتقد بود که
موسیقی نمی‌تواند هرگونه حالت روحی یا هر نوع شور و هیجانی را در شخص برانگیزد. ابن
زیله نیز معتقد بود که موسیقی می‌تواند شخص را به ارتکاب عمل گناه بکشاند. با این
حال، ابوحامد محمد غزالی، موسیقی و سماع را جایز دانسته است. از آن‌جا که دامنه
تمدن اسلامی جز عربستان کشورهای بسیاری از جمله مصر، ایران، هند و آفریقا را
دربرمی‌گرفت، موسیقی اسلامی نیز با تنوع و گوناگونی روبه‌رو بوده است.

تئوری موسیقی
نظریه‌ای دربارهٔ نگارش و ساختار و قواعد موسیقی است. تئوری موسیقی از قرنهای گذشته
ابداع شده و به تدریج کامل‌تر شده‌است. تئوری موسیقی شامل تحلیل نت‌های ملودی و نیز
بررسی آنها از دیدگاه نگارش (نت نویسی)، ریتم، هارمونی (هماهنگی عرضی نتها)،
کنترپوان (هماهنگی طولی نتها) و … است. در تئوری موسیقی به بررسی پویایی و
دینامیک موسیقی نیز می‌پردازند و آن بستگی به نرمی یا سختی صداها و نت‌ها دارد.
می‌توان تئوری موسیقی را براساس روابط ریاضی نیز مطرح کرد. در این صورت از روشهای
ریاضی برای تحلیل موسیقی استفاده می شود.

گیتار نوعی ساز زهی
است که با پیک یا انگشت نواخته می‌شود و از این جهت که سیم‌های آن در اثر ارتعاش
تولید صدا می‌کند به سازهای گروه کوردوفون (به انگلیسی:

Cordophones)‏ یا زه‌صدا تعلق دارد.
این ساز علاوه بر داشتن قدمت تاریخی قابل توجه (چه از لحاظ ساختار آن و چه از لحاظ
تکنیک‌های نوازندگی) توانسته‌است هم‌گام با تحولات موسیقی غرب پیشرفت چشمگیری داشته
باشد؛ که در نتيجه گونه‌های متفاوتی از آن بوجود آمده و هم اكنون جایگاه ویژه‌ای در
موسیقی جهان دارد.

واژه

guitar
در زبان انگلیسی،

gitarre
در آلمانی و

guitare
در فرانسوی همگی مشتق شده از واژه

guitarra
در زبان اسپانیایی هستند که آن خود از واژه قیثاره در زبان عربی
اندلسی مشتق شده است. این واژه نیز خود مشتق شده از واژه لاتین

cithara
است که نسبت آن به واژه

κιθάρα kithara در
یونانی باستان می‌رسد. این واژه یونانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از واژه پارسی
کهن سیه‌تار (سه‌تار) آمده است.

روايت هاي متفاوتي
درمورد تاريخچه گيتار وجود دارد؛ عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه
گرفته است و عده ای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری (Greek
Assyrian Cithara) که به
وسیله رومی ها به اسپانیا آورده شده گرفته شده است. گیتار نتیجه تحول لوت در اروپا
است. لوت نیز خود تحول یافته عود (به عربی العود = چوب) و بربط است. گفته می‌شود
زریاب نامی عود را به اندلس آورد و از آن پس این ساز در اسپانیا و دیگر مناطق اروپا
رایج شد.

در زمان حکومت اسلام
در اروپا، این ساز توسط زریاب دارابگردی و چند تن از شاگردانش به اندلس برده شد. در
آن زمان به گیتار، کیتارا یا قیتارا می‌گفتند و نام کنونی آن برگرفته از همین نام
است. در واقع وجود پسوند تار در نام گیتار می‌تواند موید این باشد که گیتار سازی
ایرانی است.

زریاب در ابتدا در
اسپانیا شروع به آموزش گیتار کرد. در آن زمان اسپانیایی‌ها خود سبکی غنی بنام
فلامنکو داشتند که با سازهایی از جمله کاستانت، کاخون با همراهی پالماس، بایلا (رقص
فلامنکو) و کانته (آواز فلامنکو) نواخته می‌شد.

جد بزرگ تمام سازهایی
که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی است که تنها یک سیم ساده
به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد می شده
و این صدا به وسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت می شده است.
ازآنجاکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد می کرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک
سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاه تر به کمان بسته شده و از این طریق
چندین صدا تولید گردیده است. ازدیاد این سیم ها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت
منجر به اختراع چنگ کمانی (Harp
Arquee) گردید.
سپس سازی متشکل از مجموعه ای از سیم ها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیم هایی به
طول مساوی کار گذاشته شده بود. یونانی ها دو نوع لیر داشتند، یکی به نام لیرا و
دیگری به نام کیتارا؛ کیتارا به وسیله رومی ها تغییرشکل یافت؛ نام گیتار نیز از
همین کلمه گرفته شده است. بعدها رومی ها برای نخستین بار سازهایی چون سیتارا،
پاندورا

Pandora
و فیدیکولا

Fidicula
را نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت؛
درواقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید؛ این گیتارها به
دلیل داشتن بدنه ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند. به تدریج در قرن های چهارده و
پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد و در سراسر اروپا آلات موسیقی خانواده
گیتار با اسم هایی از قبیل: گیتارا، گیترنه، گیترن (Giteren)(سازی سیمی مفتولی و
منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه و به زبان اسپانیایی گیتارا
گفته می شد) و شیتارا معین شدند. در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده
کوردوفن، با اسم هایی از قبیل: ویهوئلا (Vihuela)
در اسپانیا و ویولا (Viola) در ایتالیا خوانده می
شدند، كه بعضی از این سازها با آرشه (de arco)، بعضی با مضراب (de
penola) و بعضی
دیکر هم با انگشت (de mano)
نواخته می شدند. بعدها از ویهوئلای انگشتی (Vihuela
de mano ) نوعی
گیتار به وجود مي آيد. درطی قرن های چهارده و پانزده در شکل گیتار و ویهوئلاي
انگشتي تغییرات قابل توجه ای به وجود مي آيد، به تدریج در پهلوهای آنها فرورفتگی
ایجاد مي شود و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه گیتار مي شوند. در قرن شانزده
این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا
کرد که پسوند انگشت (de mano)
در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شد. از آن پس گیتار بدنه ای بزرگ تر و
شکلی مدورتر به خود گرفت.

((جلسه اول))آواز

((جلسه اول))



سیستم تولید صدا در انسان تشکیل شده از ششها-نای - حنجره و تارهای صوتی -خرخره-دهان و زبانو ماهیچه های مربوط به هر

قسمت.

برای تولید یک صدا هوای بازدم از طریق ریه ها و با عبور از نای از دروازه حنجره عبور کرده وباعث لرزش تارهای صوتی

میشود این لرزش در قسمت خرخره و با لا و طرفین حول تارهای صوتی در محدوده رزونانس تشدید میشه و بعد به دهان میرسه و


حرکات لبها و زبان به اون شکل و فرم میده و نهایتا به بیرون پرتاب میشه.


حنجره:


حنجره انسان از مجموعه طنابهای صوتی(تارها) تشکیل شده که توسط دو ماهیچه تا خورده از داخل جلو و عقب به خر خره


متصلندو جنس خرخره هم از غضروف و ماهیچه است.

 

طرز عملکرد حنجره و تارهای صوتی دارای هماهنگیها و مشخصه هایی است که به اونا رجیستر یا ثبات گویند.


رجیسترها انواعی دارند که در همه انسانها ثابته و تغییرات شکل اجزا حنجره و تارهای صوتی باعث تغییر این رجیسترها میشه.


انواع رجیستر:


1-chest :حالت قفسه سینه ای حالتیست مانند صحبت کردن عادی که در ان تارهای صوتی در بیشترین طول خود ارتعاش میکنندچون حالت

تشدید در محدوده قفسه سینه حس میشه به اون چست میگن


2-head:حالت دهانه ای یا اوج .این حالت بالاترین قسمت محدوده طبیعی صداست که در اون دو سوم طول تارهای صوتی بسته و یک سوم


پایینی بازه و مرتعش میشه چون تشدید صدا در سر حس میشه به اون هد میگن.



3-whistle: مانند حالت قبله اما در این حالت قسمت مرتعش تارها طول بسیار کمی دارن و تولید صدایی سوت مانند میکنه


4-falsseto:حالت تیزی این حالت سبکترین حالت هماهنگی تارهای صوتی است تارها در امتداد طولشان مرتعش میشن اما کمی بازتر از حالت

چست هستش.

در تصاویر زیر با قسمتهای مختلف تولید صدا در انسان اشنا شده و با رجیسترهای اصلی و شکل تارهای صوتی اشنا میشیم.


همچنین با روش صحیح تنفس (دیافراگمی) و طرز تلفظ حروف صدا داراشنا شده و دوستان و دشمنان صدامون رو هم میشناسیم !!!!!


موسیقی

تعریف موسیقی


علمی است که از قواعد و اصطلاحات موسیقی گفتگو می کند.

موسیقی هنر بیان احساسات از طریق صداهاست.

مهمترین عوامل تشکیل دهنده موسیقی صدا و وزن هستند.

 

صدا نتیجه «حرکت ارتعاشی» است که به وسیله گوش احساس می شود.

صداهایی که دارای ارتعتشات نامنظم باشند ، صداهای غیر موسیقی و آنهایی که

پریودیک هستند و ارتعاشات منظم دارند ، صداهای موسیقی نامیده می شوند.

  نت

نت علامتی است که به وسیله آن صداهای موسیقی نوشته و اجرا می شوند.

 

 حامل

پنج خط افقی و موازی و با فواصل معین که نت ها را در رو یا میان آنها می نویسند و از

هم تشخیص می دهند حامل گویند. خطوط حامل معمولن از بالا به پایین شمرده می شوند.

 

 

 

به وسیله خطوط حامل ، یازده نت شناخته می شود. به این ترتیب:

پنج نت بر روی خطوط ، چهار نت در بین خطوط و یک نت در بالا ( چسبیده به خط

حامل پنجم) و یک نت در پایین (چسبیده به خط اول)

نت بالای حامل نتهای میان خطوط نتهای روی خطوط

 

 

 

نام نت های موسیقی

نت هایی که در موسیقی به کار می روند ، هفت نام مختلف دارند:

 

دُ ، رِ ، می ، فا ، سُل ، لا ، سی

 

در انگلستان ، آمریکا و آلمان A به جای لا ، B به جای سی ، C به جای دُ ، D به جای

رِ ، E به جای می ، F به جای فا ، G به جای سُل کاربرد دارد. با این تفاوت که در آلمان

 B معرف سی بِمُل و H معرف سی است.

 

کلید

کلید علامتی است که سمت چپ حامل قرار دارد و نام موقعیت صدای نتها را تعیین

می کند. کلیدهایی که در موسیقی به کار می روند عبارتند از: کلید سُل ، کلید دُ ،

کلید فا

کلید فا کلیدهای دُ کلیدهای سُل

 

 

کلیدهای یاد شده بر وری حاملی که دارای یازده خط است و حامل عمومی نام دارد 

موقعیتی مانند شکل زیر را دارند. به عبارت دیگر ، هر کلید بر روی حامل پنج خطی

واقع شده ولی سطح خطوط آن با سطح خطوط حامل کلید دیگر متفاوت است. مثلن

 

خط اول حامل کلید سُل شش خط بالاتر از سطح حامل کلید فا قرار دارد.

قسمت صداهای متوسط قسمت صداهای بم

 

 

 

    قسمت صداهای زیر

 

کلید سُل معمولترین کلیدهاست و مبنایش خط دوم حامل پنج خطی (خط هشتم

حامل یازده خطی) است.

 

با کلید سُل نتی که در روی خط دوم حامل قرار دارد ، سُل نامیده می شود وبقیه نتها

 به نسبت نت مزبور شناخته می شوند.

نت سازهایی مانند سنتور ، ویلن ، فلوت ، ابوا ، قره نی و دیگر سازهایی که صدای

زیر دارند با این کلید نوشته و اجرا می شوند.

 

نام نتها بر روی حامل با کلید سل

 

کلید فای خط چهارم را کلید باس نیز می نامند و مورد استفاده سازهایی مانند کنتر

باس ، ویلنسُل و باسون و غیره است.

کلید فای خط سوم ، کلید باریتون و کلید دُی خط چهارم کلید تنور نامیده می شود.

کلید دُی خط سوم کلید کنتر آلتو و مورد استفاده ویلن آلتو و ترومبون آلتو است. کلید

دُی خط دوم کلید مترو سپرانو و کلید سپرانو و کلید سُل ، کلید آواز نام دارد.

 

علت وجود کلیدهای مختلف در موسیقی جلوگیری از ازدیاد خطوط اضافه و در نتیجه

سهولت در نت خوانی و اجرای قطعات است.در ضمن آشنایی با آنها عمل انتقال

نظری را بسیار آسان می کند.

 

خطوط اضافه

 

هر گاه نت‏ها از بالا و پایین حامل تجاوز کنند با استفاده از خطوط کوچک و موازی با

حامل نوشته می شوند.

 

نام نتها با خطوط اضافه در بالا و پایین حامل با کلید سُل

یادآوری: اگر خطوط اضافی در بالای حامل بالاتر از نتها و پایین حامل پایینتر از نتها قرار گیرند ، تغییر در

 نام و صدای آنها نخواهند داد.

 

چند کلامی هم در خصوص دستگاه ها

 

برای بسیاری از هنرآموزان در ابتدای کار این سوال مطرح میشود که مثلا چرا شور و ماهور و ..." دستگاه" و

بیات اصفهان و دشتی و ... "آواز" نامیده میشوند .

برای توضیح این مسئله نخست باید بفهیم که اصولا دستگاهها چگونه از هم شناخته می شوند و چه فرقی با هم دارند .

برای آغاز دستگاه ماهور را در نظر بگیرید ، همانطور که برای نوازندگان تار و سه تار مرسوم است و می دانند

پرده های ماهور در گام دو همگی بکار هستند ( یعنی ربع پرده و نیم پرده نیستند یا به عبارت دیگر سری و کرن و

بمل و دیز نیستند ) ( البته نوازندگان ویلن و کمانچه معمولا ماهور ر یا سل می نوازند که به ترتیب دو دیز و فا دیز

می شوند ) حال مهمترین مسئله ای که مایه تفاوت دستگاهی از دیگری می شود خارج شدن پرده ها از حالت بکار

می باشد مثلا اگر در دستگاه " ماهور دو" یا به عبارت بهتر " گام دو" نت می کرن شود حالت ایجاد شده را آواز

افشاری می نامند ولی اگر نت لا کرن و سی بمل شود حالت جدید را دستگاه شور می نامند یا اگر لا کرن و

می بمل شود این حالت را آواز بیات اصفهان می نامند و ... .


توجه داشته باشید که این تغییر پرده ها فقط جنبه نظری ندارد و هنگام شنیدن حتی برای کسانی که آشنا به دستگاهها

نیستند ، اینکه حداقل تغییری ایجاد شده واضح است به این صورت که مثلا هنگام شنیدن ماهور احساس شادی

بیشتری نسبت به شور در انسان ایجاد می شود یا دستگاه چهارگاه احساس شکوه و عظمت بیشتری نسبت به مثلا

دشتی که سوزناک تر است دارد . البته این قواعد هرگز کلی نیست و اصولا موسیقی چیزی نیست که استثنا نداشته

باشد . مثلا آهنگ معروف " ای ایران " در دستگاه دشتی که عموما غم انگیز است توسط استاد روح الله خالقی

تصنیف شده است که کاملا حماسی است و این مسئله به توانایی و ذوق و استعداد آهنگسازان دارد که بتوانند چنین

هنر نمایی ها را انجام دهند والا میتوان گفت که 90% تصنیف های دشتی سوزناک هستند مثلا آهنگهای عارف

قزوینی مانند " گریه کن " و " گریه را به مستی بهانه کردم " و آهنگهای مرتضی محجوبی مانند " کاروان " و "

نوای نی " و آهنگ " آه سحر" از روح الله خالقی .


حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :


اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که نواخته می شوند مانند آن دستگاهی

هستند که جزو آن هستند یعنی مثلا ابوعطا در پرده های شور نواخته می شود فقط با این تفاوت که نت شاهد تغییر

کرده است ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت مگر در مرکب نوازی که یک گوشه دلکش

ماهور منطبق برگوشه شهناز شور می شود .


تقسیم بندی بدین صورت است :


1- دستگاه ماهور شامل آواز راست پنجگاه می باشد .

2- دستگاه شور شامل آوازهای دشتی – ابوعطا – افشاری – بیات ترک و نوا است .

3- دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان است .

4- دستگاه چهارگاه

5- دستگاه سه گاه

دسته بندی فوق را استاد علی نقی وزیری بنا نموده اند ولی قدما بر هفت دستگاه و پنج آواز معتقدند بدین صورت که

راست پنجگاه و نوا را نیز دستگاه جداگانه به شمار می آورند ولی نوا نیز دقیقا در پرده های شور و راست پنجگاه

نیز در پرده های ماهور نواخته می شود که به این علت تقسیم بندی وزیری علمی تر به نظر می رسد .

البته عده ای نیز بر نظریه دوازده دستگاه معتقند چون واقعا اگر جنبه نظری را کنار بگذاریم دستگاه ها هنگام

شنیدن کاملا تفاوت می کنند و دیگر اینکه برخلاف این تقسیم بندی ها بویژه در مورد دستگاه شور آوازهای آن

کاملا متفاوت و گاهی شبیه دیگر دستگاه ها هستند مثلا بیات ترک بیشتر از اینکه شبیه شور باشد مانند ماهور

است و افشاری شبیه نوا و تا حدی سه گاه می باشد .

نکته دیگر اینکه اصول مرکب نوازی دقیقا مبتنی بر آگاهی از همین مطالب دارد و کسانی که بر این موارد تسلط

داشته باشند براحتی می توانند از هر دستگاهی به دستگاه دیگر تغییر مقام بدهند و از نظر علمی هیچ محدودیتی

برای مرکب نوازی وجود ندارد هر چند که تا کنون این کار برای همه دستگاهها مرسوم ( یا به عبارت بهتر اختراع

نشده است ) نشده است


آواز دشتی از مشتقات دستگاه شور می باشد و شامل گوشه های درآمد، حاجیانی، کرد بیات، قرچه، کوهستانی

، چوپانی، مرادخانی، دیلمان، عشاق، غم انگیز و ... می باشد.


در موسیقی فولکریک (محلی) ایرانی که سرشاخه اصلی آن نشأت گرفته از احساس، محیط، نحوه زندگی و

فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی است و با توجه به سختیها و مشقات فراوانی که اقوام مختلف ایرانی در دوران

متفاوت طی کرده اند. و با تناسبی که در آواز دشتی از لحاظ بیان سوز و ارایه زیبای این مشقّات و دردهای

اجتماعی وجود دارد، آواز دشتی از محبوبیت خاصی در این نوع موسیقی برخوردار است. موسیقی بختیاری،

خراسانی، گیلکی، مازندرانی، بلوچ و ... همگی دارای الحان متفاوت و زیبا در آواز دشتی می باشند.


استفاده نادرست از صدا

اولين قدم در جهت تكنيك صحيح ، حفظ و نگهداري صداست. مراقبت و نگهداري نادرست از صدا ، صدمات

جبران ناپذيري در پي خواهد داشت . به هر حال ، برخلاف يك ماشين كه اجزاي آن قابل تعويض اند، انسان

فقط يك جفت چين صوتي دارد ، بنابراين به شيوه ي نادرست آنها را به كار نگيريد وياد بگيريد چگونه از آنها

استفاده كنيد .

بايد به اندازه ي كافي در مورد خطر زياد آواز خواندن در هواي سرد شبانه يا فرياد كشيدن از سر شوق و جيغ

كشيدن تاكيد كنم. هرگز جيغ نكشيد .

{ چگونه مي توان در يك نقش اپرايي جيغ كشيد بدون اينكه تارهاي صوتي صدمه ببينند؟ } با نفس گيري و

hook و با هدايت كردن جيغ به محلي كه هنگام ادا كردن ning به صدا در مي آيد ، مي توان جيغ كشيد بدون

اينكه به تارهاي صوتي صدمه اي وارد شود. نفس گيري و hook در نگهداري صدا بسيار مهم است و از

صدمه زدن به تارهاي صوتي جلوگيري مي كند.


هنگامي كه قميش يك كلارينت فرسوده يا خراب مي شود ، مي توانيم آن را دور بيندازيم و يك قميش نو بخريم .

اما در مورد تارهاي صوتي چنين نيست! اگر يك نوازنده ي ساز بادي كه ملزم به استفاده از لبهايش براي مدت

زماني بسيار طولاني است دست از نواختن بكشد، قابل قبول است زيرا نمي توان بدون محدوديت از عضلات

استفاده كرد . همچنين اگر نوازنده اي به علت خستگي زبان و لبهايش از نواختن خودداري مي كند قابل قبول

است ، بايد به خواننده اجازه داد كه موسيقي رادر تمرين ( علامت بگذارد ) يعني يك نت زير را با نيروي

بيشتري بخواند يا به نرمي يك اكتاو بم تر از نت واقع در پارتيتور بخواند.

هرگز نبايد براي ادامه ي خواندن ، جهت تسكين يك صداي آسيب ديده از هيچ قرص مكيدني يا اسپري اي كه

داراي خواص تسكين دهندگي است ، استفاده كرد. با استفاده از اين روش هاي مصنوعي ، شما فقط درد را

تسكين مي دهيد. هنگام درد بدن شما سعي دارد چيزي به شما بگويد : { بگذار صدايت استراحت كند } . با ادامه

دادن به آواز ، شما آسيب جبران ناپذيري به تارهاي صوتي خود وارد مي كنيد. متخصصان حنجره مي گويند كه

دود سيگار تارهاي صوتي را بسيار تحريك مي كند و باعث ايجاد تاولهاي كوچك مي شود . كسي كه به طور

جدي كار آواز انجام مي دهد ، نبايد سيگار بكشد . سيگار نه تنها تارهاي صوتي را تحريك مي كند، بلكه تمامي

بافت ششها ، گلو و حفره هاي بيني را تحريك مي كند، گنجايش تنفسي را كاهش مي دهد و محدوده هاي زير

صدا را خراب مي كند.

متخصصان حنجره معتقدند كه تاثير الكل روي تارهاي صوتي مانند تاثير آن بر يك فرد الكلي است كه در اثر

الكل مويرگهايش خونريزي كرده و بدين سبب پوستي سرخ رنگ دارد . از آنجايي كه الكل حالت سست كننده

دارد زماني كه تارهاي صوتي بايد به عملكرد خود براي صحبت يا آواز ادامه دهند، اگر از نوشابه هاي الكلي

استفاده شود صدمات وارده افزايش مي يابد .

نوشيدني هاي خنك نيز ، زيان بارند. حتي اگر مايع به روي تارهاي صوتي نرود ، باعث سفت شدن نرم كام و

قسمتهاي گلويي مي شود ، كه هر دو بسيار مهم هستند.


بسياري از تكنيكهايي كه معلمان استفاده مي كنند نادرست است و آنها بيهوده سعي در ساختن خط آوازي دارند .

همه ي تعليمات خوب داراي اهداف مشابهي اند ، اما شيوه هاي كسب آنها بسيار متفاوت است . تركيب شيوه

هاي مختلف ، مثل اين است كه دو معمار با سبك مختلف طراحي و مهندسي ، بر روي يك ساختمان كار كنند .

همان طور كه بايد تنها يك معمار داشته باشيم ، بايد با يك معلم آواز كه تنها از يك تكنيك استفاده مي كند ، كار

كنيم .